مهديس (فاطمه)مهديس (فاطمه)، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

همچون ماه

اعتراف

اعتراف مي كنم بخاطر اينكه ميخواستم وزنم كم بشه تو خونه سي دي ميذاشتم و مي ر.ق.ص.ي.د.م بيست و هشت ماه صفر وسط مهمونها گوشيمو گرفتي روي دوزانو نشتستي و دستاي كوچولوتو رو هوا تكون مي دادي  نمي دونم از كي يادگرفتي دست بزني ولي ديشب براي اولين بار دست زدنت صدا داشت ديگه يادگرفتي گلم... دستي دستي دستي دستي چرا حنا نبستي مگر حنا گرون بود قيمت زغفرون بود بابا هم اين شعرو يادگرفته و برات مي خونه برات نوحه مي خونه و بهت ياد داده سينه بزني عسلكمممممممم ...
15 بهمن 1390

نه ماه درمن ... نه ماه با من

مهديس خوبم ، فرشته كوچولي من ديگه چيزي نمونده هفته چهلم زندگيت تموم شه. باورم نميشه. چقدر زود گذشت . يادم مياد وقتي هنوز يه دنيا نيومده بودي هرروز برام مثل يك قرن مي گذشت. هرروز بيشتر دلتنگ ديدنت مي شدم. روزهاي انتظار... طولاني.... اما حالا كه پيش ما هستي،حالا كه با شيرين كاري هات زندگي من و بابايي رو شيرينتر كردي، امروز كه سرماخوردي و كمي تب داري ... وقتي  مثل يه فرشته ناز ميخوابي، وقتي  بيداري و مي خندي... وقتي هرچيزي ور به سمت خودت مي كشي و اگه بتوني مي ذاريش تو دهنت ... وقتي غلت مي زني مي نشيني و سينه خيز و چهار دست و پا مي ري.... حالا كه شش تا مرواريد كوچولو تو دهنته.... وقتي از هرجايي ... ميز ، مامان ، ديوار، مبل...
12 بهمن 1390

اشموئيل نبي

امروز به خاطر اينكه چشممون به جمال برف روشن بشه 20 كيلومتر كوبيديم رفتيم مقبره اشموئيل نبي هم زيارت هم سياحت واييييييي كه چفدر سرد بود پشيمان گشتيم به شدت ...
5 بهمن 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به همچون ماه می باشد